چشمهایت را ببند ،

چشمهایت را ببند ،


در دلت با خدا سخن بگو ،


به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛

هرچه میخواهی بگو ، او میشنود . . .

شاید بخواهی تورا ببخشد ،


یا آرزویی داری ،


شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،

بــگو میشنود . . .

این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛


پــرواز دلـت را حـس خواهـی کـرد . .

/ 91 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز

یک شمع می تواند بدون آنکه خاموش شود هزاران شمع دیگررا روشن کند مثل مهربانی که هیچ وقت با تقسیم شدن کم نمی شود زیباست که ببینی کسی میخندد وزیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای.[لبخند][گل]

مهناز

می دونی فرق آموزگار با روز گار چیه؟ آموزگار اول درس می ده بعدمی پرسه. ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد می پرسه [گل]

مهناز

یک روز رسد غمی به اندازه کوه یک روز رسد نشاط اندازه دشت افسانه زندگی چنین است عزیز در سایه کوه باید از دشت گذشت [گل]

مهناز

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! ... آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ... ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است. هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع. این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید. تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ... عرفان نظر آهاری[گل]

مهناز

زلال باش... پرندگان به برکه های آرام پناه می برند، و انسان ها به دلهای پاک... چون دل های پاک همچون برکه های آرام اند و دیگران بدون هیچ وحشتی به آن ها اعتماد می کنند. [گل]

مهناز

شبهای مهتابی با این که تاریکند، روشن اند!! و شبهای ابری با این که دلگیرند، دست و دلبازند!! "چون در نهایت می بارند" و وقتی که میبارند "سخاوتمندانه" می بارند! برای همه "یکسان، "بدون چشم داشت" و "پاک"...[گل]

آتنا

سلام وبلاگ زيبايي داري،ميتونيم تبادل لينك داشته باشيم؟

aida

برای دردهایم ...... نشانه میگذارم ..... تا یادم بماند..... کجا دست خدا را رها کردم...!!

تنها

خدایا حواست هست صدای هق هق گریه هایم ازهمون گلویی میاد که تو از رگ گردن بهش نزدیک تری.داداشی موفق باشی[لبخند]