خسته ...!

چگونه است حال من ؟

با غم ها می سازم ...


با کنایه ها می سوزم ...


به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنم ...


لبخندی تلخ ...


خداوندا ...!


می شود بگویی کجای این دنیا جای من است ؟


از تو و دنیایی که آفریدی


فقط در اعماق زمین اندازه یک قبر


فقط یک قبر ...


در دور ترین نقطه جهان می خواهم


خدایا خسته ام ...


خسته ...!

/ 16 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانیا

وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ، دگر آیینه ز من با خبر است ، که اسیر شب یلدا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام

زینب

باران ببار که خسته ام ببار که به سقف خانه ات محتاجم ببار ببار که اشک هایم در زیر سقفت پنهان بماند ببار باران که خسته ام

hadis

شیـشـه هـای شـکـستــه تـعــویـــض مـی شـونـد پــل هــای شـکـسـتـــه ، تـعـمــیــــر و آدم هـــای شـکـسـتـــه ، فــرامـــوش ....

زینب

دیگه ته مونده‌های سیگارم را دور نمی‌ریزم….. شاید فردا که من نباشم….. از روی همینا بفهمی چقد دوست داشتم…..!!!!

غروسک

ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﯽ ... ﻧﻤﯿﺸــــﻮﺩ ...! ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ... ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺑـﻮﺩﻥِ " ﺧـــــــــﻮﺩﺕ " ﻫﻢ ﭘـُﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ! ﭼﻮﻥ " ﺗــــــــﻮ " ﺩﯾﮕﺮ ... " ﺗـــــــﻮ "ﯼِ ﺳﺎﺑﻖِ ﺭﻭﯾـﺎﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘــــــــــﯽ ...!

عسل

بابا لایک داریاااااااا به منم بسر عکس فرشته کوچولوی خاله رو ببین خاله شدممممممممممممممم

منصوره

سلام داداش خوبي؟ ميشه بري به اين ادرس و تو نظر سنجيش شركت كني؟؟؟ ممنون ميشم كامنت هم بزاري... effate1376.blogfa.com

Farnaz

این روز ها نبضم کند میزند قلبم تیر میکشد دارم صدای خرد شدن احساسم را لا به لای چرخ دنده های زندگی میشنوم

ابتاب

تو می روی... اما بدان چیزی عوض نمی شود من و تو شریک جرم یک مشت خاطرهایم