دستام میلرزه

بیقرارم

واسه چشمات

اون نگاهی که به یه دنیا می ارزه

میخوام از تو

بنویسم

اما وقتش میرسه دستام میلرزه

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
باران

سلام[گل] خیلییییییییی غمگین بود

سمانه

کیست که از عشق تو پرده‌ی او پاره نیست وز قفس قالبش مرغ دل آواره نیست وزن کجا آورد خاصه به میزان عشق گر زر عشاق را سکه‌ی رخساره نیست هر نفسم همچو شمع زار بکش پیش خویش گر دل پر خون من کشته‌ی صد پاره نیست گر تو ز من فارغی من ز تو فارغ نیم چاره‌ی کارم بکن کز تو مرا چاره نیست هر که درین راه یافت بوی می عشق تو مست شود تا ابد گر دلش از خاره نیست هست همه گفتگو با می عشقش چه کار هرکه درین میکده مفلس و این کاره نیست درد ره و درد دیر هست محک مرد را دلق بیفکن که زرق لایق میخواره نیست در بن این دیر اگر هست میت آرزو درد خور اینجا که دیر موضع نظاره نیست گشت هویدا چو روز بر دل عطار از آنک عهد ندارد درست هر که درین پاره نیست

عسل

خیلی قشنگ بووووود معلومه که اجازه است بردار عزیزم[چشمک]

سایه ی سرخ

سلام عزیزم.تو قسمت نظرات وبم شعر قشنگی نوشته بودی... آپ کردی خبر ندادی؟[گریه] .... ممنون که اومده بودی.راستییییییییییی!آپ قشنگی بود

پرنده

سلام زیبا بود.[قلب] چی شد دیگه بهم سر نزدی آقا محمد؟[تعجب]

G.G

قالبت یه کم دخترونه نیست؟ چون دخترونه هس قشنگه خیلی خوب بود[گل]

پرنده

مرسی محمد جان. گفتم دیگه منو فراموش کردی...[ناراحت]

مهرداد

سلام مرسی که به وبلاگم سر زدی مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر آن روز که در خاک شو منزل من وبلاگ خوبی دارید برای شما آرزوی موفقیت میکنم راستی یه وبلاگ دیگه دارم اگه اشکالی نداره لینک کن www.mehrdad.ariafa.com [گل][قلب][گل]

مریم

سلام.ممنون که بهم سر زدی. وب قشنگی داری. اگه مایل بودی بلینکیم همو. اگه دوست داشتی منو با اسم تنهایی هتیم لینک کن. بازم منتظر حضورت هستم.[گل]