پرسید چرا آسمان ابریست؟

پرسید چرا آسمان ابریست؟


گفتم:تو نبودی با او درد دل کردم!

/ 92 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز

دیگر ای اختر شبگرد مگرد دیگر ای مرغ شباهنگ مخوان دیگر ای ناله شبگیر بمیر دیگر ای مهر فروزنده بر این كلبه متاب و تو ای ظلمت جاوید بمان ... كه بغیر از تو پناه دگری نیست مرا همه جا تیره و تار، همه جا حیله و ننگ همه جا پای شرف خورده به سنگ نه به سر مانده هوس نه به دل مانده قرار نه بجا مانده ز مردی نامی نه به كف مانده ز عشرت جامی نوبهارست ولی نیست به گلزار گلی همه جا مانده به جا نقش زمستان سیاه پای بر ابله راهروان مانده ز راه همه جا كینه و درد همه جا ناله سرد همه جا سر خورده و وامانده از این راه دراز همه وحشت زده از بیم شكست آه ای درد بزرگ ! من و پیمان شكنی؟! من و احساس شكست ؟! من و سرخوردگی از جور زمان ؟! من و واماندگی از پیچ و خم راه امید ؟! من و بوسیدن جام ؟! من و آلودگی از اینهمه ننگ؟! من و تسلیم به پستی؟! هیهات!! میروم با دلی از بیم تهی میروم با سری پرشور ز عشق میروم در دل این ظلمت جاوید و سیاه تا زنم بوسه به خورشید بزرگ[گل]

ثریا

چقدر سخته هر شب هق هق گریه هایت را زیر بالشت پنهان کنی چقدر سخته اون هیچوقت نخونه نوشته هایی که واسه اون نوشتی در نگاهت در شعرت در کلامت در راه رفتنت در صدایت در قلبت سخت است

ثریا

هوا خوب یا بد فرقی ندارد من به هوای کسی که دوستش دارم نفس میکشم

ثریا

گاهی برای رسیدن به مقصد باید راه کوهستانی را برگزینی

ثریا

هی باران حواست جمع باشد که دور تو وتمام شاعرانه ها خط خواهم زد اگر با امدنت عشقم حتی یه سرفه کند

مروارید

هر کی غیر از اون داستان مارو بشنوه دیوونه میشه فقط اونه ک دل نداره

ki_T

به جای پاک کردن اشک هایت انهایی که باعث ریختن اشک هایت میشوند را پاک کن +salam webe ghashangi darin.khoshhal misham be manam sar bezanin :)