چقدر سخته...

چقدر سخته


 واسه رسیدن به ستارت


تا آسمون بری اما وقتی رسیدی ببینی صبح شده

/ 132 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گندم

برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش . . .

گندم

حواسم را هر کجا که پرت می کنم، باز کنار تو می افتد !

گندم

سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما، آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر و نخواهی دانست که چرا…

گندم

آهم که هزار شعله در بر دارد / صد سلسله کوه را ز جا بر دارد من رعدم و می‌ترسم اگر آه کشم / سرتاسرِ آسمان ترک بر دارد . . .

گندم

از حقیقت های تلخ خسته ام … یک دروغ شیرین بگو “بگو دوستت دارم…”

مهگل

من با این حرف مخالفم چون از نظر علمی اشکال داره و تمام قوانین طبیعت و نظریه ها رو برده زیر سوال!!!

مهگل

که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! منظوووووووور؟؟؟!!

مهگل

یعنی شمام ناراحتین؟؟؟؟ شما پسرا مگه دردم دارین؟؟؟ هر چقدرم که غصه داشته باشین اندازه مال من نی. به قول پسر عموم محمد:به جون مانا راس میگم!!!!!!

مهگل

واقعا باهاتون موافقم

حانیه

دلم می خواست بند از پای جانم باز می کردند... که من تا روی بام ابرها پرواز می کردم... از آنجا با کمند کهکشان تا آسمان عرش می رفتم در آن درگاه درد خویش را فریاد می کردم که کاخ صد ستون کبریا لرزد....