خوش به حال آسمون .....

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره

… به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه …

می باره و می باره و … اینقدر می باره تا آبی شه … *آفتابی

شه…!!! کاش … کاش می شد مثل آسمون بود … کاش می

شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی …

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که

غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

رمز ورودت بده تا بشینم فاصله ی بین خط ها رو برات درست کنم[نیشخند] خودت که بلد نیستی اگر بلد بودی این وضع وبلاگت نبود.[مغرور]

ترانه

زیبا بود. زیر بارون گریه کردنم صفایی داره! اما بنظرم برا اشک ریختن یه وقتایی باید بذاریم بیاد هر جا که باشیم لازمه ...[گل]

مهدیه

کاش میشد ولی نمیشه من که هرچی گریه کنم بازم اسمون قلبم افتابی نمیشه[ناراحت]

یخ فروش

نه هر وقت! خیلی پیش میاد آسمون دلش میگیره اما نمی باره. نمی تونه بباره. هر چقدر هم التماسش می کنن که ببار نمی باره. نمی تونه بباره. بعضی اشکها رو نمی شه ریخت! نمی شه عزیز نمی شه!

سانی

وبلاگ جالبی داری ولی چقدر غمگینه...[گریه]

زهره

سلام خوشحال میشم بازم بیای به وبلاگم سر بزنی از این که اومدی ممنون هستم خوشحالم کن بازم بیا

زهره

سلام خوشحال میشم بازم بیای به وبلاگم سر بزنی از این که اومدی ممنون هستم خوشحالم کن بازم بیا

زهره

سلام می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند