تموم دنیا رو غم گرفته

توی این غروب خلوت ، دلم گرفته

تموم دنیا رو غم گرفته مسافر من که کوله بارش پر از غباره  صدای بال کبوترا رو یادم میاره شاید رو بال سپید ابرا نشسته رفته چه خوبه گریه ، که قد دنیا دلم گرفته چه خوبه گریه ، که مثل ابرا دلم گرفته ای رفته بی خبر ، نفرین به این سفر رفتی و دستمو نگرفتی دستای خستمو نگرفتی من از این شهر بی صدا کجا برم  دل شکستمو به دست کی بدم شده این زخم کهنه وقته گفتنش کجا برم به کی بگم ، به کی بگم صدام کردی ، صدام کردی صدای قلبمو شنیدم با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تو رو ندیدم تمومه لحظه ها رو گشتم  ولی دیگه تو رو ندیدم ، ندیدم ، ندیدم تن گرم عاشقت کو  چه سرد دستام ببین چه خسته ، ببین چه تنهام تو نیستی رنگ سحر پریده  ستاره مرده  سیاهیه شب روزای خوبو به خاک سپرده صدات صدای پرنده های بود پر از هوا بود چی شد که بال صدا تو بستن بگو پراتو کجا شکستن کجا شکستن اشکم نثار تو قلبم مزار تو رفتی و سایه هات تو رو بردن مردای قصه ها همه مردن من از شهر بی صدا کجا برم دل شکستمو به دست کی بدم شده این زخم کهنه وقته گفتنش کجا برم ، به کی بگم  ....به کی بگم

/ 6 نظر / 37 بازدید
سیاهنویس

سلام وبلاگ خوبي داري نايسه نايس وبلاگت به دلم نشست اگه تمايل به تبادل لينک داري منو با نام مجموعه داستانهاي متفاوت لينک کن وبهم خبر بده تا با هر اسمي دوست داشتي لينکت کنم راستي يه داستان کوتاه نوشتم به نام کابوس اگه زحمتي نيست اونو هم بخون يه نظر بده نظرت برام خيلي خيلي با ارزشه يشاپيش از نظرت ممنون[گل]

سرگردان

شرمنده به دون اجازه چند تا از عکساتو کپی کردم........

سمانه

aliiiiiii booood ....... midooonam dele gerefte che dardiii dare

oooooooooo

وبت خیلی قشنگه.

زهرا

قشنگ بود مرسی

gandom

چ عجب ياد منم افتادي بي معرفت[ناراحت][وحشتناک]