دوباره برگشتم ...

به یک اتاق مجازی ، پر از حرفهای ناگفته


دوباره خلوت من و بغض های سرکوب شده ام ...


دوباره می نویسم از حرف هایی که نمی توان به زبان آورد


با دلی پر از آرزوهای پـرپـر شده ...

/ 25 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز

معنای سکوت شب را تنها ماه می داند که بالای این همه تاریکی ایستاده است و برای زمین سیاه و خاموش آیه های روشنایی را تکرار می کند تا مبادا فراموشش شود که فردایی سپید در راه است. وحید عمرانی[گل]

مهناز

گاه می انديشم که چه دنيای بزرگی داريم و چه تصوير به هم ريخته ای ساخته ايم از دنيا در چه زندان عبوسی محبوس شديم چه غريبيم در آبادی خويش و چه سرگردان در شادی و ناشادی خويش آدميزاده درختی ست که بايد خود را بالا بکشد ببرد ريشه خود را تا آب بی امان سبز شود ، سايه دهد... مجتبی کاشانی[گل]

مهناز

"من تعجب می کنم چطور روز روشن دو هیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد! " حسین پناهی [گل]

مسعود

خود انسان دورترین سیاره ایست که به خود دسترسی ندارد

دختر تنها

زندگي با همه وسعت خويش محفل ساكت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست زندگي جنبش جاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داند. زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف، يادمان باشد اگر گل چيديم، عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار هم اند.

هستی نو

تو باید باشی درست در همین هوای برفی در همین روزها که دستانم لحظه لحظه گرمی دستانت را طلب می‌کند. تو باید باشی و نیستی ودیری‌ست دستانم را لمس تن فنجان قهوه‌ام گرم می‌کند... . . .

عسل

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ هست ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ ، ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشه ﺩُﺭﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩ مثل ﺩﻝِ ﺁﺩما

نازی

سلام خوبی خیلی وقت بود نیامده بودم وبت باز مثل همیشه با احساس و زیبا بودددد وبلاگ یک دختر تنها

مانیا

صبحی کـــه بجـــای عـــشق با سیـــگار شروع بـــشه . . . یــــک شــــــروع دوبـــاره نیــــست امـــــتداد پایان اســــت بــــــرای کــــسی که دیــگر امــــیدی بـــه ادامه نـــدارد !!