باز با من سخن از عشق بگو...

باز با من سخن از عشق بگو

 

 

ای سرا پا همه خوبی و وفا

به خدا محتاجم من

چو ماهی که ز دریا دور است

و شن گرم کنار ساحل

پیکرش را گور است ...

من تو را موج امید و وفا میخواهم

تو به من نزدیکی

مثل خورشید به گل

مثل تصویر به آب

مثل آواز قدم های دو همراه به پل

من تو را چون عطش کوه به یک جرعه طنین می خواهم

 

من تورا مست و رها،

 

 

همچو یک تکه ی ابر،

 

 

مثل

ذرات هوا می خواهم

من تو را ای نابترین شعر زمان،

من تو را ای روشنگر جان،

از سرا پرده ی دل تا نهان خانه ی جان می خواهم

باز با من سخن از عشق بگو

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد،به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز

مهیار راد

دل تنگی هایم را باد با ترانه ای می خواند آسمان غمگین بغضم را نادیده می گیرد...........[ناراحت]

مریم

سلام محمد جان شما هم وب زیبایی داری لینکتون کردم[ماچ]

سایه ی سرخ

سلام! وبلاگت خیلی قشنگه.خوشم اومد.اگه مایل به تبادل لینک هستی منو با اسم یک نفر تپشهای قلب سایه را حس کرد لینک کن . بهم خبر بده تا لینکت کنم عزیزم...

سایه ی سرخ

ممنون.با اسم دلم گرفته آسمان لینکت کردم [گل]

آزاده

من تو را مست و رها می خواهم...زیباست[گل]

الهام

سلام محمد جان.وبلاگت محشره به خصوص این شعر ناب[گل][دست] منو یاد عشقم انداخت. با تبادل لینک مواااااااااافقم قربان با اسم"من والهام"بلینکم. بیا پیشم بگو با چه اسمی لینکت کنم[گل]

نازی

سلام اگه خواستی منوبا اسم دختر تنها لینک کن به منم خبر بده تا با هر اسمی دوست داری لیتکت کنم

کاشکی من جا اینا بودم

سما

سلام در " يك روز خاص" منتظر حضورتون هستم[گل]