به راستی...

به راستی اگر گوشه این اتاق نبود ،

من آواره بودم !

/ 79 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روجا

هیچگاه ﺩﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﯿﺼﺪﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﻧﺸﮑﻨﯿﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

kosar

..slm..vebeton ghamgine hamishe che to shadi che to narahati ino ba khodeton begin <in niz migozarad[بغل]

مهگل

هر کی اینو گفته راس گفته. خانواده من همش کلید می کنن که تو اتاقت چی هست که تو هیچ وقت ازش یرون نمیای اما نمی دونن که از بیجایی این دنیا میرم اون تو. دلم واسه خودم می سوزه. اگه کسی می تونه بیاد یاهوبیاد یه خورده منو دلداری بده. خدا هیچ خونه ای رو بی پدر نکنه چون بابای من دیشب رفت چین و مامانم دیشب تو جمع به خاطر اینکه لپ داداشم رو کشیده بودم محکم زد تو سرم.

مهگل

دلم نمی خواد عاشق شم و مطمئنم که هیچ وقتم نمی تونم بشم. با شناختی که از خودم دارم اینو میگم چون آدما یه کاری کردن که دیگه حتی به خودمم اعتماد ندارم. دوباره دیروزم با مامانم دعوام شد.یعنی روزه بودم و اعصایم بهم ریخته و با دعوایی که با مامانم کردمم رسما می خواستم خود کشی کنم. در حدی بدبخت و بیچاره شدم که دختر خالم به مامانم گفته تو چرا میذاری مهگل بره خونه مانا اینا و تو رو تنها بذاره؟؟!! وقتی بابام هست هیچ کس به خودش اجازه نمیده بهم چپ نگاه کنه اما وقتی میره جایی با کارا و حرافی مامانم رسما ریده میشه به شخصیت و هیکلم.

مهگل

مرسی از حرفاتون

گندم

اگـــــه بـهش زنـــگ میزنی رد میکنه اگـــــه بهش میگی دوســت دارم واون فقــــط میخنده اگـــــه شـــــبها بدون شب بخیر گفتن تــــو خـوابش میـبره یعنی تــــاریخ انقضــای ِ تو توی دلــــش تموم شده! این یـه قـــــانونه! بــــا قــانونِ آدمــــا نــجنگ!!!