دارم غرق میشم...

خدایا...


انقدر تو خودم ریختم


که ازسرمم گذشت...


دارم غرق میشم...


دستت کجاست!!!!!

/ 65 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گندم

پیش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم / باید ای دوست به هجران تو عادت بکنم یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم / یا از آغاز به پایان تو عادت بکنم بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار / تا به چشمان پشیمان تو عادت بکنم . . . [شرمنده]

ملیکا

پروردگارا نکند تو هم مانند دیگران میگویی آبی که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب مراقب من نیستی آب به دهانم رسیده است ..

محمد

خدایا مگر در کتابت نگفته ای:( ان مع العسر یسرا ، ) پس تو را به همان قرانت قسم میدهم راحتی روزهای زندگی مرا برسان!دیگر کم اورده ام در برابر این همه سختی

b

ممنون

مهگل

به قول مامانم جمع کن دیگه روحیم تخریب شد!!

مهگل

توام خسته ای؟؟؟!!!! من که خیلی وقته خسته ام ولی هیچ کس نمی فهمه. می خوام خودکشی کنم اما نمیشه چون این دنیام که افتضاح هست و اگر این کارو کنم اون دنیامم خراب میشه. غصه نخور همه چی درست میشه!!!

مهگل

الان دقیقا شما با کی بودین؟؟؟؟ با من بودین عایا؟؟؟؟؟!!! عاقا چرا چپکی منظورمو میگیرین؟؟؟؟ اگر منظورتون به عشقتونه که خب نمی دونم چی بگم چون هیچ تجربه ای ندارم فقط امیدوارم هرچه زودتر خوشی بیاد سراغتون.[گل][گل]

مهگل

ببخشید شما این متنای قشنگو از کجا میارین؟؟؟؟

حانیه

سهراب سپهری می گوید: نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم میگذرد