اعتراف میکنم...

اهل پنهان کاری نیستم


اعتراف میکنم


زمانی دل یکی و سوزاندم


حالا


یکی


یکی


یکی


دلم را میسوزاند

/ 85 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

آپی به سلامتی؟

لعيا

دنيا مثل شهربازي شده جايزه بازي با آدمها ....... يه عروسك ديگه هست؟؟؟!!! سلام عزززززززززززززززززيييييييييييزمممممممممممم چطوري؟؟؟

محبوبه

سلام میگما مردم از فضولی او دکمه چیه که می گی باهاش کار نداشته باشین؟[نیشخند]

الهام

موقع دوستی باهات هچ سوالی ازت نمیپرسه .براش مهم نیست بچه کجایی بابات پولداره یا نه. ولی تا حرف ازدواج میشه میگه ما بهم نمیخوریم.خونتون پایین شهره.پرجمعیتین.تحصیلات نداری.مامانم نمیزاره.

الهام

همیشه همینطوریه ی چیزی هست که زندگی رو سخت کنه .کجای دنیا کدوم پل شکسته که هیچکس ب چیزی که میخواد نمیرسه

شیدا

چشمانم را مي بندم... نقابت را بردار... بگذار صورتت هوايي بخورد ....................................................... این وبت خیلی قشنگه . به وب منم سر بزن نظر یادت نره ها

مهگل

من که دل نسوزوندم دلم رو سوزوندن وای به حال روزی که دل بسوزنم اون موقع کل وجودمو می سوزونن

مهگل

آره والا. من یکی که کپمو گذاشته بودم.

مهگل

خوبه هیچ کس تا حالا جز برا توبیخ به من نگفته چرا!!! وگرنه الان کبود بودم از بغض و گریه.

فرناز

سلام وبتون خیلی قشنگه ولی خب من به شخصه وب قبلی تون با داستاناش رو بیشتر دوست داشتم ... ممنون به خاطر مطالب زیباتون