دلم گرفته آسمان

یک آسمون گل قشنگ تقدیم یک نگاه تو ، این دل تنهای غریب فدای روی ماه تو..

سلام......

سلام دوستان امشب حالم خوب نیست از همه  دوستانم

معذرت میخوام پاسخ به

نظرات

ندارم منو ببخشید...ناراحت

[ ۱۳٩۱/٩/٢٩ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


خدا خسته شدم .....

خدا خسته شدم چرا نمیبریم

بسه دیگه تمومش کن

خدایا ببرم

بچه ها خدا صدای منو نمیشنوه بیاین با هم داد بزنیم شاید بشنوه

هستین؟ناراحت

[ ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


بارون......


میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره؟؟؟؟؟؟

چون بدون اینکه خیس بشی حسش میکنی مثل دیدن گریه کسی که

خیلی دوستش داری...

[ ۱۳٩۱/٩/٢٦ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


حکایت من.....

حکایت من حکایت کسی است

 که عاشق دریا بود...................................>>>>>اما قایق نداشت

دلباخته سفر بود......................................>>>>>اما همسفر نداشت

حکایت کسی است

که زجر کشید..........................................>>>>>اما ضجه نزد

زخم داشت............................................>>>>>ولی ناله ای نکرد

نفس میکشید.......................................>>>>>>اما هم نفس نداشت

خندید اما کسی غمش را نفهمید

[ ۱۳٩۱/٩/٢٢ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


دلتنگ تو...

دیشب تو خواب ...

با بارون مسابقه دادم ...

اون بارید ...

و من گریه کردم ...

باهاش از تــــــــو حرف زدم ...

اون دلتنگ خـورشیـد شده بـود

و من دلتنگ تــــــــــــو ...

[ ۱۳٩۱/٩/۱٩ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


خدایا امشب منو تو بغلت میگیری؟

 

(خدایا امشب منو تو بغلت میگیری؟)

[ ۱۳٩۱/٩/۱٧ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


خاطرات کهنه ی من.....

 

   

خاطرات کهنه ی من...

خاطرات من شاید رنگ بگیره...  


دیر یا زود...

خاطراتی که


یه کم رنگ ورورفتست...


اما بوی خوب کهنگی رو می ده...


مداد رنگی هام رو بر می دارم تا بکشم روی خاطرات کهنم....

تا بتونم زندشون کنم و یه رنگ ولعا بی بدم بهشون...


خاطراتی که پر از بوی خاطرست...

مداد رنگی هام کوچیک بزرگه...خوب چه فرقی داره...

هنوز می شه باهاشون نقاشی کشید...


رنگ زد...

رنگ زندگی...

[ ۱۳٩۱/٩/۱٥ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


چرا ؟؟؟؟

آبی تر از آنم که  بی رنگ بمیرم

از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم

من آمده بودم که تا مرز رسیدن

همراه تو فرسنگ به  فرسنگ بمیرم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم

شاید که خدا خواسته دلتنگ بمیرم

[ ۱۳٩۱/٩/۱٢ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


امیدوارم عمرتون مثل این گلها نباشه...

 

این گل رو تقدیم میکنم به اونایی که میاد به وبلاگ به من سر میزنه نظر میدن

خسته

نباشید ممنونم

[ ۱۳٩۱/٩/۱٠ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


دل هواتو کرده...

دوباره نم نم بارون * صدای شور شور ناودون * دل بازم بیقراره


دوباره رنگ چشاتو * خیال عاشقی با تو * این دل آرم نداره نداره نداره


شبامو خواب نوازش * دوباره حق حقو بالش * گریه یعنی ستایش


ستایش تو و چشمات * دلم باز تو رو میخواد * دلم پر زده واسه عطر نفس هات

اتاقم عطر تو داره * دلم گرفته دوباره * کار من انتظاره


یه عکس و درد دلا مو * میریزه اشک چشامو * هم تمومی نداره نداره نداره


صدای بادهو کوچه * داره تو خونه می پیچه * قلبم آروم نمیشه


بغل گرفتمت انگار * دوباره خوابه و تکرار * باز نبودی و من تکیه دادم به دیوار

ستایش یعنی دیوونهگی هاااا * شبیه حس خوبه تو دل ما


نگاه کن تو چشای بیقرارم * چقدر این لحظه ها رو دوست دارم


تصور میکنم پیشم نشستی * چقدر خوبه چقدر خوبه که هستی


ستایش یعنی این حسی که دارم * نمیتونم تو رو تنها بزارم

[ ۱۳٩۱/٩/٩ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


دیدن گریه یک مرد...

 

چه حـرف


بی ربـطیست


کـــه مــرد


گریـــه نمــی کند !


گاهـــی آنقدر بغــــض داری ...


کـــه فقـــط


بایــد مـــرد بــاشـی


تـا بتوانی گریـــه کنـــی
.
فقط از چشم خودت چشم مرا دور نکن


حرمت چشم تو چیزیست که دریا دارد


اشک من دیدی و شاید به خودت می گویی


دیدن گریه یک مرد تماشا دارد ...

[ ۱۳٩۱/٩/٧ ] [ ٩:٤٢ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]