دلم گرفته آسمان

یک آسمون گل قشنگ تقدیم یک نگاه تو ، این دل تنهای غریب فدای روی ماه تو..

وقتــی بغض میکنــم...

گاهــی دلمـم میخواهـد وقتــی بغض میکنــم

خــدا از آسمان به زمیـن بیاد اشکامو را پاکــــ کنه دستمو را بگیره و


بگه: اینجا آدما اذیتت میکــنن؟

بــیـــا بــــــریــــــــم.......

[ ۱۳٩۱/۸/٢٦ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


مستی را بهانه کردیم و گریستیم..

 

 

 

مستی را بهانه کردیم و گریستیم.....

 

 

 

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید....

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۸/٢٥ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


به سادگی رفت....

 

به سادگی رفت....


نــه اینکـــه دوستـــم نداشت....


نه......!
.
.
... .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چـــون میدونست چقدر دیوانه وار دوستش دارم...

[ ۱۳٩۱/۸/٢٢ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


مسافرم...

پشت سرم گریه نکن

مسافرم

مسافرم

اشکاتو هی هدر نده

باید برم

باید برم

جلوی راهمو نگیر

نزار منم گریه کنم

صلاحمون اینه عزیز

باید برم سفر کنم

طاقت اشکاتو ندارم

تو رو خد نذار ببارم

خدا نخواست

قسمت اینه

که من تو رو تنها بزارمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تو رو خدا گریه نکن

انقد نگو نرو نرو

بغضم داره میترکه

انقد نگو نرو نرو

این طوری بی تابی نکن

الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه

باید برم

باید برمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

یادت میاد گفتی به من؟

[ ۱۳٩۱/۸/۱٢ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


خودم با خودم آشتی می کنم.....

 

خودم با خودم آشتی می کنم


خودم با خودم هی به هم می زنم


من اونقدر تنها شدم بعد تو


که با سایه ام اینجا قدم می زنم


بدون بهونه بدونه دلیل


برای خودم عطر و گل می خرم


مث آدم هایی که دیوونه ان


صدات می کنم اسمت و می برم


ته تنهایی همین جاست که میگن


این همون آخر دنیاست که میگن


ته تنهایی همین جاست که میگن


این همون آخر دنیاست که میگن


خودم با خودم زندگی می کنم


خودم میگم و هی خودم می شنوم


دلم خیلی از دست دنیا پره


صدای تورو کم می شنوم


خودم با خودم درد و دل می کنم


تا از گریه از غصه خوابم بره


می دونم نمی فهمی تو این اتاق


چقدر زندگی بی تو سخت می گذره


ته تنهایی همین جاست که میگن


این همون آخر دنیاست که میگن


ته تنهایی همین جاست که میگن


این همون آخر دنیاست که میگن

مبثم ابراهیمی - ته تنهایی

 

[ ۱۳٩۱/۸/۸ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


خدایا ...


خدایا ...

من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم...


همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت...


من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشم

هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود  باید

دعایم را مستجاب کنی...

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند


همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند

گاهی بد جنس می شود و البته گاهی هم خود خواه


حالا یادت آمد من کی هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟

باز هم آمدم پیشت با یک دل خسته از همه اتفاق های بد دنیا ، از این

همه تنهایی و از این همه دلخوری ...

کمک کن مرا تا قوی باشم و محکم ، کمک کن تا دوست بدارم همه را تا

بتوانم زندگی کنم و زندگی ببخشم ...

دیگر غیر تو هیچ ندارم که به آن دل خوش کنم ...ماچ

[ ۱۳٩۱/۸/٥ ] [ ۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]


اگه بدونی من چقد دلم تنگ شده.....

اگه بدونی من چقد دلم تنگ شده


همه ی دلخوشیم همین یه آهنگ شده


در نمیاری اشک من احساسی رو


بغل نمیکنی اون که نمیشناسی رو


اگه بدونی این روزا چقد داغونم


چقد مراقب وسایل این خونم


دعا کن اون روزای خوبمون برگرده


ببین ندیدنت چقد شکستم کرده


خستم کرده


اگه بدونی از این خونه میرم چی ؟


اگه بدونی من از غصه پیرم چی ؟


اگه بدونی عکساتو بغل کردم


اگه بدونی من دارم میمیرم چی ؟


اگه بمونی مشکلاتمون حل میشه


همه چی اینجا مثل روز اول میشه


اگه تو مثل سابق عاشق من بودی


برت میگردونم جایی که قبلا بودی


اگه بدونی از این خونه میرم چی ؟


اگه بدونی من از غصه پیرم چی ؟


اگه بدونی عکساتو بغل کردم


اگه بدونی من دارم میمیرم چی ؟

[ ۱۳٩۱/۸/۱ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ محمد علی ] [ نظرات () ]