دوستت دارم عزیزم خیلی خیلی خیلی....

دوستت دارم عزیزم خیلی خیلی خیلی ، خیلی ها میگن اگه به
معشوقت زیاد بگی دوستت دارم اون زود تو را از یاد می بره و به
کس دیگری عشق می ورزد، ولی من به تو اطمینان دارم پس
دوستت دارم
یک آسمون گل قشنگ تقدیم یک نگاه تو ، این دل تنهای غریب فدای روی ماه تو..

دوستت دارم عزیزم خیلی خیلی خیلی ، خیلی ها میگن اگه به
معشوقت زیاد بگی دوستت دارم اون زود تو را از یاد می بره و به
کس دیگری عشق می ورزد، ولی من به تو اطمینان دارم پس
دوستت دارم

اگه فراموشم کنی میرم سراغ سرنوشت
میگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت
اگه فراموشم کنی سلطان قصر غم میشم
مثل یه شمع بی فروغ لحظه به لحظه کم میشم

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت..


کلاغ پر ...
گنجشک پر ...
من خیلی وقته پریده ام .
زودتر از تمام کلاغها و گنجشکها !!!

یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !
یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم!
یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم!
یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جزتو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !
یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم!
یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که " دوست دارم" رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم!یکی ماند و یکی نماند، اونی که ماند تو بودی اونی که بدون تو نماند من بودم

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺷﺎﻫﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﺟﺰ
ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻠﻮﺕ
ِﺩﻝ!

چقدر امشب حس می کنم نبودن تو را
صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم
جانم ، مرا صدا زدی ؟!
دلم تنگ است...
صدایم کن

آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق آهــای وصل به موهای تو سنجـاق شقایق
آهای ای گل شب بو آهای گل هیاهو آهای طعنه زده چشم تو به چشـمای آهـو
دلم لاله عاشــــق آهای بنفشه تر نکــن غنچه نشکفته قلــبم رو تـو پـر پر
من که دل به تو دادم چرابردی زیادم بگو با مــن عاشـق چـرا برات زیــادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار اگه دست توی دستـام نذاری خدا نگـهدار
دلـت یاس پر احساس آی مریم نازم تا اون روزی که نـــبضم بزنه ترانه سازم
برات ترانه ســازم تو آهنگی و سازم بیا برات می خوام از این صدا قفس بسـازم
آهای خو شگل عاشق آهای عمر دقایق آهــای وصل به موهـای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شـب بوآهای گل هیاهو آهای طعـنه زده چشم تو به چشـمای آهـو
دلم لاله عاشــــق آهای بنفشه تر نکــن غنچه نشــکفته قلبــم رو تو پر پر
من که دل به تو دادم چرا بردی زیادم بگو با مــن عاشــق چــرا برات زیـادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار اگه دست توی دستــام نذاری خدا نگهـدار

متاسفانه توی جامعه ی ما افراد حسودی هستند که گاهی دوست ،فامیل ،همکار ،همکلاسی ،همسایه و... ما رو شامل میشن. توی این تاپیک قصد داریم بگیم که با این افراد که بخشی از زندگی روزمره ی ما هستند ،
چگونه برخورد کنیم ؟
موفقیت، موفقیت می آورد و متاسفانه حسادت! طی صعود شما از نردبان ترقی در شرکت، مطمئناً دوستان بسیار و تعدادی هم دشمن پیدا خواهید کرد. این دشمنان، که همیشه با آنها برخورد خواهید داشت، همیشه سعی بر این خواهند داشت تا شما، کارها و دستاوردهایتان را پایین آورده و تحقیر کنند. این دشمنان، یا اصطلاح مهربانانه تر آن، همکاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممکن است مانعی بر سر راه پیشرفت شما شوند و یا تله هایی برای در دام افتادن شما ترتیب دهند.
مشخص ترین همکاران حسود به راحتی قابل شناسایی هستند، از آنجا که در هر تلاشی که می کنید، به رقابت با شما برمی خیزند. زیرک ترین این دشمنان معمولاً پی فرصت مناسبی برای تحقیر شما به خاطر شکست ها و اشتباهاتتان هستند.
من که خود با انواع مختلفی از این دشمنان در رده های مختلف شرکت برخورد داشته ام، در این مقاله می خواهم شما را با دو روش اصلی در برخورد با این افراد آشنا کنم: (1) خنثی کردن حسادت آنها، و (2) تلافی کردن کارهایشان.
(1) خنثی کردن حسادت دشمنان
آیا رفتار شما شایسته ی سرزنش و عیب جویی است؟ آیا کاری کرده اید که باعث شعله ور شدن هر چه بیشتر حسادت آنها شده است؟ آیا دیگران را تحقیر می کنید و موفقیت های خودتان را به رخ می کشید؟
اینها سوالاتی است که باید از خودتان بپرسید، چون قصد ندارید که خودتان اسباب تنفر دیگران را فراهم کنید. اگر متوجه شدید که خودتان رفتارها و برخوردهایی ناشایست و منفی داشته اید، باید هر چه سریعتر آنها را تغییر دهید. در واقع، تا می توانید صمیمی و فروتن باشید و ارزش دیگران را بالا ببرید. با تقسیم موفقیت هایتان با همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و به آنها نیز درس موفقیت بدهید.
اگر در گذشته بیش از حد متکبر و مغرور بوده اید، خود را تغییر دهید و سعی کنید با دشمنانتان صلح برقرار کنید. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانیتان، باید تا می توانید از هرگونه مجادله یا احساس بد و منفی دوری کنید. اگر اینکار را به خاطر ترس از عکس العمل دشمنانتان انجام دهید، مطمئن باشید که آنها متوجه این مسئله خواهند شد. پس باید این تغییر از ته قلب و مخلصانه باشد.
جلب احترام همکاران
آیا تا به حال سعی می کردید که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهید؟ بدانید که هیچوقت برای جبران اشتباهات گذشته دیر نیست. سعی کنید از این به بعد، همکاران و سایر افراد گروه را مقدم بر خود بدانید. مطمئن باشید اگر بتوانید حمایت، پشتیبانی و احترام اطرافیان خود را جلب کنید، با نیروی بیشتری می توانید در برابر کارشکنان مقاومت کنید. اگر فرد حسود را از سایرین جدا کنید، ممکن است آتش حسادت او نیز کم کم فروکش کند.
بر حسادت آنها پیشدستی کنید
اگر بتوانید همکار ناراضی و ناخشنود خود را زود شناسایی کنید، خواهید توانست بر حسادت او پیشدستی کنید. هرجا که لازم باشد امتیاز بدهید. فروتن باشید، اما نه به آن اندازه که شایستگی هایتان ناشناخته بماند. نکته اینجاست که باید قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگیری کنید.
همکارانتان را به خاطر موفقیت هایشان تشویق کنید. سعی کنید خودتان حسود نباشید، چون این نوع احساسات خیلی زود برملا می شوند. اگر در خودتان نیز حس حسادت و رفتارها و عملکردهای منفی مشاهده می کنید، باید انتظار برخورد مشابه نیز از دیگران داشته باشید.
(2) تلافی کارهای حسودان
اگر نتوانستید حسادت همکارانتان را خنثی کنید، باید برای حفظ اعتبار و شهرت خود در محل کار، واکنش نشان دهید. باید هرطور شده تلاشهای همکارن حسود خود را برای بی اعتبار کردن خود نابود کنید.
اگر عملیاتی افترا آمیز و بدگویانه برعلیه شما از جانب یکی از همکاران حسود آغاز شد، وظیفه ی شما این است که کاری کنید تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعی نکنید شما نیز کاری مشابه با او انجام دهید، چون این فقط شدت توهین های او را افزایش خواهد داد. همیشه سعی کنید لبخند زده و سرحال نشان دهید (اما نه بیش از حد)، سخت کار کنید، و سعی کنید از هرگونه غیبت و بدگویی از طرف مقابل نزد سایرین اجتناب کنید و تاکتیک های زیر را به کار گیرید.
بین افراد رده بالای شرکت، حامی پیدا کنید
یکی از اولین کارهایی که برای دفاع از خودتان باید انجام دهید، این است که به دنبال حامی و پشتیبان باشید. با تجربه ی من، هرچه این حامیان را از افراد رده بالاتر محل کارتان انتخاب کنید، موفقیت آمیزتر خواهد بود. چون اگر پای یکی از مدیران رده بالا هم در میان باشد، دشمنان تمایل کمتری به در افتادن با شما پیدا خواهند کرد.
به هیچ وجه سعی نکنید خود را ضعیف و شکننده نشان دهید. خیلی راحت پشت درهای بسته با او بنشینید و مشکلاتتان را با او درمان بگذارید، و او را از همه ی ماجرا بااطلاع کنید.
از همه تخلفات آگاه باشید
کلیه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه دارید، و سعی کنید از آن واقعه مدرک جمع کنید. حرفه ای عمل کنید. اگر او زشت و ناشایست رفتار کرد، شما مثل او رفتار نکنید. ممکن است او نیز وقایع را ثبت و ضبط کند. اگر یک ایمیل تند و زننده دریافت کردید، آن را نگاه داشته و به هیچ وجه پاسخ ندهید. اطمینان حاصل کنید که هیج یک از حرفهایتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم می بینید که آن توهین ها و حرف های زشت را پاسخ دهید، آن را به صورت شفاهی انجام دهید.
به آنها فرصت دهید تا از ادعای خود صرفنظر کنند
نباید دشمنان خود را به حالت دفاعی، تهدید شده و بیچاره ببرید. به خاطر داشته باشید: شما می خواهید این مجادله را به پایان برسانید، پس به آنها فرصت تغییر عقیده و برگشتن از ادعای خود را بدهید. برای نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتیاز بدهید. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد کنید، اما نه کورکورانه. ممکن است او به طریقی بخواهد عذر خواهی کند، بدون اینکه غرورش جریحه دار شود. اما هیچوقت شما با شدیدتر کردن آزار و اذیتتان، ن را قربانی نکنید، بخشنده و رئوف باشید.
بهترین نتیجه را بگیرید!
برخورد با همکاران حسود موقعیت دشواری است که همه از آن فراری هستند. اما شما می توانید با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اینکه مشکل ساز شود، همه چیز را به خوبی برطرف کنید. اما اگر با این روش راه به جایی نبردید، باید درصدد تلافی برآیید، شاید از این طریق پی به اشتباه خود ببرند. در هر حال باید هوشیار باشید و حرفه ای عمل کنید، تا بهترین نتیجه را بگیرید

عشقت را کتاب کردم وبر سر قلبم نهادم تا روزی هزار بار خط به خطش را مرور کنم
نامت را با اشک دلبر های دلسوخته بر قلبم حکاکی کردم
در لحظه آمدنت اشک شوق بر دیدگانم جاری است و در لحظه رفتنت اشک حسرت
همیشه تکیه گاه خستگی هایم بودی و مرهم دردهایم
ای بهترینم حظورت برایم نیاز است
نیاز به زندگی چون تو برایم خود زندگی هستی
عزیزم ببخش... بدی هایم را ببخش اشک ها و لبخند هایم را ببخش
تو خودت را به من بخشیدی و من تو را به اشک هایم
در این دنیای دیوانه برایم بهترین بودی
و در تاریکی شبهایم روشنی بخش
آری ای بهترینم می خواهم برایت بهترین باشم

زودتر بیا
من زیر باران ایستادهام
و انتظار تو را میکشم.
چتری روی سرم نیست
میخواهم قدمهایت را، با تعداد قطرههای باران شماره کنم
تو قبل از پایان باران میرسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان میرسد؟
مرا که ملالی نیست
حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم
نه از بوی یاس بارانخورده خسته میشوم
نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است.
هروقت چلچله برایت نغمهی دلتنگی خواند
و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا
من تا آخرین فصل باران منتظرت میمانم...

بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زدند ولی
گنجشک ها جدی جدی می مردند...
آدمها شوخی شوخی به هم زخم زبون می زدند ولی قلبها
جدی جدی می شکست...
تو شوخی شوخی بهم لبخند زدی ولی من جدی جدی
عاشقت شدم...

به موقع بگو “دوستت دارم”
وقتی که ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
تو سرت رو به زیر می انداختی
وقتی که ۲۰ سالت بود باز من بهت گفتم که دوستت دارم
وقتی که ۲۵ سالت بود باز من بهت گفتم که دوستت دارم
وقتی ۳۰ سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم
بهم گفتی راستی راستی دوستم داری
وقتی ۴۰ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم
تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی باشه عزیزم
وقتی که ۵۰ سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم
تو همونجور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدی
وقتی که ۶۰ سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم
و تو باز فقط لبخند زدی
وقتی که ۷۰ ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم
در حالی که روی صندلی راحتی نشسته بودی
وقتی که ۸۰ سالت شد این تو بودی که گفتی که من رو
دوست داری
و من نتونستم چیزی بگم فقط اشک در چشمام جمع شد
اما اون روز بهترین روز زندگی من بود چون تو هم گفتی که منو
دوست داری
کسی را که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی، اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره
… به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه …
می باره و می باره و … اینقدر می باره تا آبی شه … *آفتابی
شه…!!! کاش … کاش می شد مثل آسمون بود … کاش می
شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی …
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده … انگار نه انگار که
غمی بوده … همه چیز فراموشت بشه …!!! کاش می شد

وقتی گریه کردم گفتند بچه ای !
وقتی خندیدم گفتند دیونه ای!
وقتی جدی بودم گفتند مغروری !
وقتی شوخی کردم گفتند سنگین باش!
وقتی سنگین بودم گفتند افسرده ای!
وقتی حرف زدم گفتند پــــرحرفی !
وقتی ساکت شـدم گفتنـد عاشقی!

یادمان باشد اگر چیزی شکستیم دل نباشد .

زندگی گیلاس است.
مرگ هسته ی گیلاس است.
عشق درخت گیلاس است.

کاش بودی د لم تنها نبود
تا اسیرغصه فردا نبود...
کاش بودی تانگاه خسته ی من
بی خبر از موج و دریا ها نبود...
کاش بودی تادو دست عاشقم
غافل از لمس گل مینا نبود...
کاش بودی تا زمستان دلم
این چنین پر سوز پر سرما نبود...
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود...

خدایا عاشقم کردی کنار من نمی مونه
داره دل میکنه میره بهم میگه پشیمونه
خدایا عاشقم کردو حالا از بودنم سیره
دل بی رحم اون حالا یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمی مونه میگه قسمت ما اینه
....میذاره گردن تقــــدیر گناهش رو نمی بینه

پسر به دخترگفت : دوستم داری ؟! اشک ازچشمای دختر جاری شد
.
می خواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد و گفت
:
اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم و طاقت
دیدن اشکاتو ندارم دختر سرشو پایین انداخت و گفت : میدونی چیه ؟
من دوستت ندارم ! من ... من بدجوری عاشقت شدم
.
پسردستای دخترو رها کرد و باقیافه ای غمگین از دختر جدا شد
.
دختر فریاد زد : مگه دوستم نداری ؟؟ چرا داری میری ؟
پسر جواب داد : چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم
دخترگفت : فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنها باشه
توی دنیا نمی مونه !!! تو که دوست نداری من بمیرم هان ؟؟؟
پسرگفت : آنقدر دوستت دارم که نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی
!
چون میگن عشق یه جورگناهه . دختر : اماعشقم پا که
!
پسر فریاد زد : عشق پاک دیگه هیچ جای دنیا پیدا نمیشه و
دختر و برای همیشه تنها گذاشت
.برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

غمگین تر از همیشه تو را بوس میکنم این لحظه را به عشق شما بوس میکنم
اینقدر عاشقانه دلم تنگ میشود گاهی تو را شبیه خدا بوس میکنم.....
برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هرچی قرار نیست بشه
قرار نبوددیدنت ارزوم شه
قرار نبود که اینجوری تموم شه
قرار نبودمنتظرت بمونم
قرار نبودبری وبرنگردی

یکی می گفت : دیگه هیچ کی نمی تونه عاشق بشه و هر کس گفت که عاشق شده
دروغ می گه. خیل با یقین حرف می زد.نمی دونستم جوابش در جوابش چی
بگم. مگه عاشق شدن مراحل خاصی رو در پی داره که هیچ کی نمی تونه اونا
رو طی کنه... . بازم نمی دونستم.
خوب دوستان هدف من از دعوت شما ضمن بازدید کلی از وبلاگم این بود که
جواب شما رو نسبت به این سوال ها بدونم، اینکه :
چه جوری بفهمیم که عاشق شدیم؟ اصلا کسی دیگه عاشق می شه؟ حالا اگه
عاشق شدیم چه جوری به دیگران بفهمونیم که عاشق شدیم؟ اصلا چه جوری آدم
عاشق می شه؟
لطفا جواب های خود را در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بازرسی در وبلاگ به نمایش در آید. ممنون.
برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید